آدینه 24 آبان 1398
 
حقوق نشر کتاب در ایران، از صفر تا صد

در کشور ما کتاب در شرایط خاصی منتشر می‌شود. اولین مرحله نشر کتاب دریافت شابک (شماره استاندارد بین‌المللی کتاب) از اداره شابک است. پس از آن، کتاب برای دریافت فیپا (فهرست‌نویسی پیش از انتشار) به کتابخانه ملی فرستاده می‌شود. بعد از پایان این مراحل، کتاب برای گرفتن مجوز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سپرده می‌شود. پس از اخذ مجوز، ناشر حق هیچ‌گونه دخل و تصرف در محتویات کتاب را ندارد و می‌تواند آن را در بازار کتاب عرضه کند و... اما کار به همین مراحل اداری ختم نمی‌شود، بلکه کلی سؤال و تردید دیگر نیز وجود دارد؛ مثلاً حقوقی که بعد از نشر یک کتاب یا اثر هنری برای ناشر و مؤلف ایجاد می‌شود چیست؟ یا ضمانت اجرای نقض حق مؤلف در ایران چگونه است؟ در گفت‌و‌گو با دکتر «عباس شیری» استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران به بررسی این مسائل و چالش‌های موجود در حوزه نشر پرداختیم.



  •  پیش از چاپ کتاب در ایران چگونه است؟


به موجب مقرراتی که در ایران وجود دارد، هر کتابی قبل از چاپ باید به همراه یک شماره بین‌المللی یا همان شابک، در کتابخانه ملی فهرست‌نویسی پیش از چاپ (فیپا) شود. سپس باید از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز دریافت کند. بنابراین، ناشران برای چاپ قانونی کتب خود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراجعه و تقاضای انتشار می‌کنند. اگر کتاب از نظر محتوا مشکلی نداشته باشد، پس از طی مراحلی، مجوز نشر کتاب از طریق این وزارتخانه صادر می‌شود. بعد از کسب مجوز، کتاب به مرحله چاپ می‌رسد. پس از چاپ نیز فروش و نگهداری کتابی که دارای مجوز است، در همه کتابخانه‌ها، کتابفروشی‌ها و نمایشگاه‌ها جایز است. البته در گذشته گاهی کتاب‌هایی با وجودِ داشتن مجوز انتشار، در محل‌های فروش کتاب یا نمایشگاه‌ها از سوی بازرسان وزارت فرهنگ و ارشاد جمع‌آوری می‌شد. اما به طور قانونی عرضه، فروش و توزیع کتابی که دارای مجوز انتشار است، در کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها هیچ منعی ندارد. گاهی بعضی کتاب‌های بدون مجوز انتشار در کتابخانه‌ها دیده می‌شود. در این موارد نباید آن کتاب‌ها در اختیار مراجعه‌کنندگان قرار گیرد. البته قانون خاصی در خصوص کنترل و بررسی این موارد در کتابخانه‌ها وجود ندارد، زیرا این کتاب‌ها، آثاری نیستند که به موجب رأی دادگاه جمع‌آوری شده باشند. پس، اگر هم کتابی بدون مجوز باشد، قطعاً به دلایلی بوده که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عدم صلاحیت آن را تشخیص داده و اجازه چاپ آن را صادر نکرده است.



  •    قوانین موجود در کشور چه حمایتی از پدیدآورندگان به عمل می‌آورند؟


قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان مصوب ۱۳۴۸ مهم‌ترین قانونی است که در حوزه نشر وجود دارد. ماده ۳ این قانون بیان می‌کند: «حقوق پدیدآورنده، شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و حق بهره‌برداری مادی و معنوی از نام و اثر اوست.» دیگر مواد این قانون حقوق صاحبان یک اثر علمی، هنری یا دیگر حوزه‌ها را به طور کامل مشخص می‌کند. بر اساس این قانون، هرگز کسی این حق را ندارد که بدون اجازه صاحب یک اثر آن را به چاپ برساند. مؤلفان یک اثر دارای 2 نوع حقوق مادی و معنوی هستند. حقوق مادی حق مالکیتی است که از نظر زمانی، محدود است و از سوی پدیدآورنده همانند سایر دارایی‌های مادی، قابل انتقال یا واگذاری به غیر است. حقوق معنوی برای پدیدآورنده یک حق شخصی است، زیرا یک اثر خلاقانه به نوعی بیان‌کننده شخصیت صاحب آن اثر است و بنابراین قابل انتقال به غیر نیست و فقط به موجب وصیت‌نامه‌ای، بعد از مرگ پدیدآورنده قابل انتقال به غیر خواهد بود.  ناشران مطابق قراردادی با نویسندگان حق چاپ آن اثر را از نویسنده دریافت می‌کنند و اگر ناشری بر خلاف قانون و بدون اجازه صاحب اثر، کتابی را منتشر کند، در این قانون ضمانت اجرایی کیفری پیش‌بینی و مجازات‌هایی برای متخلفان در نظر گرفته شده است.



  •    با توجه به اینکه پدیدآورندگان برای نشر اثر خود معمولاً با ناشران همکاری می‌کنند، هیچ بعید نیست که میان آنها اختلافاتی بروز کند. مرجع رسیدگی به این اختلافات کجاست؟


در مواردی که ناشر و نویسنده با یکدیگر اختلافاتی دارند، اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان صلاحیت رسیدگی به این اختلافات را دارد. همچنین بخش حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز وظیفه رسیدگی به اختلافات مؤلفان و ناشران را دارد که دارای اختیاراتی از قبیل توقف موقت فعالیت ناشر و تصمیم‌گیری‌هایی از این قبیل هستند. دادگستری نیز مسئول رسیدگی به این نوع مسائل است و در مواردی که تخلف یا شکایتی باشد، شاکی برای احقاق حق خود می‌تواند به دادگستری مراجعه کند و دادگستری نیز ملزم به رسیدگی به آن شکایت است.



  •    معمولاً ناشران و پدیدآورندگان در چه مواردی دچار اختلافات حقوقی می‌شوند؟


از جمله اختلافاتی که بین پدیدآورندگان و ناشران رخ می‌دهد، پرداخت نکردن حق‌التألیف یا حق‌الترجمه از جانب ناشر به مؤلف است. گاهی نیز پدیدآورنده بعد از عقد قرارداد، با اینکه به ناشری متعهد است، همان اثر را عیناً یا با تغيیراتی اندک، به ناشری دیگر نیز واگذار می‌کند. این کار سبب نقض قرارداد و بروز اختلاف می‌شود. اختلاف دیگر زمانی رخ می‌دهد که ناشر به علت افزایش تورم یا موارد دیگر، قیمت توافق‌شده برای کتاب را افزایش می‌دهد و طبیعتاً پدیدآورنده هم خواستار افزایش حق‌التألیف یا حق‌الترجمه خود می‌شود. البته معمولاً در این مورد، اتحادیه ناشران حق را به ناشران می‌دهد، زیرا مؤلف بعد از دریافت حق‌التألیف خود حقوق دیگری ندارد.

یکی دیگر از موارد اختلاف در میزان شمارگان است، مثلاً ناشر اثر را به تعداد توافق‌شده با مؤلف یا مترجم چاپ نمی‌کند. مؤلف یا مترجم نیز بعد از آنکه متوجه این موضوع می‌شود، شکایت می‌کند. البته در این حالت، فرد مدعی باید با ادله و مدارک این تخلف را اثبات کند. اختلاف دیگر زمانی رخ می‌دهد که مؤلف فوت می‌کند و ممکن است بین وراث و ناشر اختلاف نظر رخ دهد. در هر صورت، اگر هر یک از طرفین قرارداد (ناشر یا پدیدآورنده) شکایتی داشته باشد، می‌تواند از طریق 3 مرجع این شکایت را پیگیری کند: اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان، قسمت حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دادگستری.



  •    انتشار کتاب‌هایی که رونویسی یا خلاصه‌نویسی از کتاب‌های دیگر هستند، ظاهراً بازار خوبی در کشور ما دارند، چرا که ناشران بسیاری دست به چنین کارهایی می‌زنند. آیا چنین کاری خلاف قانون است؟


اگر محتوا و مطالب کتابی به صورت خلاصه در قالب کتاب یا مقاله‌ای دیگر انتشار یابد، در صورتی که با ذکر نام صاحب اثر یا با اهداف آموزشی باشد، بلامانع است، اما در غیر این صورت، انتشار بدون ذکر نام صاحب اثر مطابق قوانین حمایت از مؤلفان و مصنفان، دارای مسئولیت مدنی و کیفری است. همچنین مطابق حقوق مدنی، نویسنده می‌تواند مطالبه خسارت کند. هم مطابق حقوق کیفری نیز می‌توان تقاضای تعقیب کیفری را مطرح کرد.بر اساس ماده ۷ قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان «نقل از اثر‌هایی که انتشار یافته است به استناد به آنها به مقاصد ادبی و علمی و فنی و آموزشی و تربیتی و به صورت انتقاد و تقریظ با ذکر مأخذ در حدود متعارف مجاز است.» همچنین تبصره این قانون بیان می‌کند: «ذکر مأخذ در مورد جزوه‌هایی که برای تدریس در مؤسسات آموزشی توسط معلمان آنها تهیه و تکثیر می‌شود الزامی نیست، مشروط بر اینکه جنبه انتفاعی نداشته باشد.»



  •    ضمانت اجرای این قوانین چیست؟ آیا قانون‌گذار مجازات‌های مشخصی را در این باره در نظر گرفته است؟


ماده ۲۳ قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان هم می‌گوید: «هر کسی تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است، به نام خود یا به نام پدیدآورنده بدون اجازه او و یا عالماً یا عامداً به نام شخص دیگری از پدیدآورنده نشر یا پخش یا عرضه کند، به حبس تأدیبی از 6 ماه تا ۳ سال محکوم خواهد شد.»



  •    به عنوان پرسش آخر، آیا قوانین موجود در صنعت نشر کتاب در کشور، باعث رشد این صنعت شده است؟


باید پذیرفت که صنعت نشر در ایران وضع مطلوبی ندارد. این نا‌مطلوبیت دارای چند بعد است. نخستین بعد آن محدودیتی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا مراجع دیگر برای ناشران و پدیدآورندگان کتاب قائل می‌شوند. زمانی که یک ناشر پروانه فعالیت دریافت می‌کند، گرفتن مجوز برای نشر هر کتاب معنایی ندارد. بهتر است محدودیت‌ها را به ناشر ابلاغ کنند تا ناشر به نشر و چاپ اثر بپردازد. بنابراین محدودیت‌های موجود سبب کاهش کیفیت و کمیت نشر کتاب و کتابخوانی می‌شود. برای مثال، الزام ناشر به گرفتن مجوز نشر باعث افزایش احتمال ضرر و زیان می‌شود و سرمایه‌گذاری در کار نشر را به یک سرمایه‌گذاری پرخطر یا اصطلاحاً ریسک‌پذیر تبدیل می‌کند. این موضوع برای کشوری که مدعی فرهنگ و خواستار پیشرفت است، پدیده جالبی نیست. در مقابل، باید سیاست‌های حمایتی صحیحی از سوی دستگاه قضایی، مقننه و اجرایی در نظر گرفته شود. متأسفانه در جامعه ما مردم برای کتابخوانی و مطالعه اهمیتی چندانی قائل نیستند و کتاب ارزش اصلی خود را ندارد. فرهنگ‌سازی کتاب باید از طریق رسانه‌های عمومی و مطبوعات انجام شود تا کتاب به عنوان یک کالای ارزشمند وارد سبد کالای خانواده‌ها شود. در این صورت است که اقتصاد نشر رونق پیدا می‌کند و نویسندگان انگیزه‌ای تازه برای پیشرفت در کیفیت تألیف پیدا می‌کنند. طبیعتاً در این شرایط کتابخانه‌ها نیز گسترش می‌یابند. تغییر این وضع تا حد زیادی بر عهده دولت است تا با سیاست‌ها و حمایت‌های خود و با تجهیز کتابخانه‌های عمومی و خرید کتاب و توزیع صحیح برای دانشجویان و همچنین حمایت صحیح از حقوق مؤلفان، اقدامات مثبتی را انجام دهد. نگاه‌ها به حوزه نشر نيازمند بازخواني است. بايد به ناشران و نويسندگان اعتماد كرد. برخوردهاي قهرآميز در حوزه نشر مناسب و سودمند نيست.



چرا از کتاب دور افتادیم؟

نقش نظام آموزشی در گسترش و نهادینه ساختن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی کلیدی و سرنوشت‌ساز است. سیستم‌ آموزشی‌ نقش‌ مهمی‌ در شکل‌گیری‌ شخصیت‌ افراد دارد به‌ خصوص‌ در مقاطع‌ راهنمایی‌ و دبیرستان. در این‌ دوره‌ حتی‌ ممکن‌ است‌ آنچه‌ که‌ فرد در خانواده‌ تحت‌ تاثیر اعضای‌ آن‌ یاد گرفته، به‌ کلی‌ تغییر دهد یا اصلاح‌ کند. متاسفانه‌ در کشور ما برای‌ ایجاد شوق‌ و رغبت‌ نسبت‌ به‌ کتاب‌ و مطالعه‌ در مدارس‌ عمل‌ نشده‌ است. غیر از اینکه‌ یک‌ حرکت‌ یا برنامه‌ مشخصی‌ برای‌ مطالعه‌ نداریم، کتابخانه‌های‌ مدارس‌ چندان‌ جدی‌ عمل‌ نمی‌کنند و ما در موجودی‌ کتابخانه‌ و اداره‌کنندگان‌ آن‌ شاهد هستیم‌ که‌ مسئله‌ مطالعه‌ خیلی‌ حاشیه‌ای‌ و پیش‌ پا افتاده‌ تلقی‌ می‌شود.


خرید اینترنتی شارژ،شارژ وایمکس،خرید طرح ترافیک
کلیه حقوق این وب سایت برای مجمع علمی و فرهنگی مجد محفوظ است.
Designed by Farsidev.Com